محمد موسوى بجنوردى
120
مقالات اصولى ( فارسى )
اعتبارات ثلاث يا به عدم آنها . در واقع ، ماهيت به شرط شىء و ماهيت به شرط لا و نيز ماهيت لا به شرط قسم هستند ، و لا به شرط مورد بحث ما مقسم است از براى هر سه . و مقسم وقتى مىتواند مقسم باشد كه در هر سه سريان داشته باشد . ه . ماهيت مهمله . ماهيت مهمله عبارت از ملاحظهء ماهيت من حيث هى و بدون هيچگونه ملاحظهاى غير از ذات و ذاتيات آن است ، و به همين حيث گفته مىشود : « الماهية من حيث هى ليست الا هى . » و تمام نقائض محذوف است ، و لهذا گفته مىشود : « لا موجوده و لا معدومة لا جزئيه و لا كليه و لا . . . » بنابراين ، ماهيت مهمله فوق مقسم است ، يعنى به اين اعتبار نه قسم است و نه مقسم ، چون حتى اعتبار مقسميت متأخر است از اين مرتبه . زيرا اعتبار مقسميت در مرتبهء ملاحظهء ماهيت است غير مقيد به احد اعتبارات ثلاث . اما در اين لحاظ هيچگونه نظرى جز به ذات و ذاتيات نمىشود . ازاينرو ، گفته مىشود كه نقائض جميعا در اين مرتبه منتفىاند . اسماء اجناس موضوعلهشان همين ماهيت مهمله است . چون ماهيت مهمله و ذات معنى بدون هيچگونه ملاحظهء خصوصيتى ديگر در مقام وضع لحاظ مىشود . اگر به وجدان خود مراجعه كنيم ، مىبينيم - وقتى واضع مىخواهد اسماء اجناس را وضع كند ، ذات معنى را وضع مىكند و براى آنها هيچگونه خصوصيت و عوارض خارجيهاى غير از ذات و ذاتياتش در نظر نمىگيرد . اينجا اشارهء كوچكى به تعبير مرحوم آقاى آخوند ، در « كفايه » ، مىكنيم نسبت به وضع اسماء اجناس . تعبير ايشان « ماهيت مبهمه » است و مقصودشان از اين تعبير همان ماهيت مهمله است ، زيرا ابهام در ماهيت محال است . حتى در باب جنس گفته مىشود كه « ابهام الجنس بحسب الوجود لا بحسب الماهية » - چه برسد به ماهيت تامهء نوعيه . بايد دانست كه در كلمات بزرگان در اين باب اضطراب وجود دارد و برخى از بزرگان بين لا به شرط مقسمى و ماهيت مهمله تخليط كردهاند . حتى مرحوم ميرزاى نائينى ( قدس سره ) قائل شدهاند كه الفاظ از براى ماهيت لا به شرط مقسمى وضع شده است . اما به اين